العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
54
شرح كشف المراد ( فارسى )
است ، ولى برهان حدوث تكيهگاهش حدوث زمانى عالم است . « 1 » 2 . در برهان حدوث روى حركت مكانى اشيا تكيه شده ، ولى در برهان حركت روى اصل حركت تكيه شده است ؛ يعنى اصولا موجود متحرك و متغير محتاج به محرك است ، خواه حركت مكانى و يا ساير حركات عرضى . 3 . به قول آية اللّه جوادى ( در ده مقاله ، ص 179 ) : در برهان حدوث ، تكيه روى اين اصل است كه هر حادث و پديدهاى نياز به محدّث و مبداء قديم دارد و بودونبود حركت در آن يكسان است . حتى بر مبانى زنون و پارمنيدس هم كه منكر حركات تدريجى و طرفدار سكونهاى پياپى است اين برهان اقامه مىشود ، ولى برهان حركت روى حركت و تغيير و تحول اجسام متكى است ، چه حادث باشند و چه قديم ؛ فالنسبة بينهما عموم من وجه . اصل يازدهم : از آنجا كه در برهان حدوث به كرّات از زمان ، حدوث و قدم زمانى سخن گفتهايم ، مناسب است مرورى بر ماهيت زمان كنيم . علّامه طباطبايى رحمه اللّه مىگويد : و ماهيته انّه مقدار متصل غير قار و عارض للحركة . « 2 » تعريف ماهوى زمان آن است كه زمان مقدار به هم پيوستهاى است كه قرار و آرام ندارد و عارض بر حركت مىشود . هنگامى كه ما در اجسام اطراف خويش و پديدههاى ارضى و سمايى مىنگريم ، مشاهده مىكنيم كه همواره برخى جلوتر و برخى به دنبال آنها در حركتاند ، بهطورى كه هرگز باهم در يك وقت جمع نمىشوند . از اين حركت زمان را انتزاع مىكنيم و مىگوييم : زمان عبارت است از مقدار حركت ماده . در تعريف علّامه رحمه اللّه از زمان ، چهار نكته وجود دارد كه كاملا جايگاه زمان را تبيين مىكند : 1 . عارض للحركة : نشان مىدهد كه زمان از مقولات عرضى است و نه جوهرى ؛ 2 . مقدار : مىرساند كه زمان جزء مقوله كميات است ؛ 3 . متصل : بيان مىكند كه زمان از كميات متصله است نه منفصله ؛
--> ( 1 ) . به نقل از سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 38 . ( 2 ) . نهاية الحكمة ، ص 190 .